|
گزارش محتوای نا مناسب
|
|
تاریخ :
شنبه 26 تير 1389 ساعت 7:00 صبح
|
|
تعداد بازدید :
214
|
|
|
به مراسم "بله برون"، بخشی از مراسم "عروسی"، یکی از بستگان در مشهد دعوت شدم. از آنجایی که این وابسته محترم از فامیل همسر گرامی بود، هیچ عذر و بهانه ای در رد دعوت جایز نبود. بنابراین، سریع دست به کار شده و در این اوضاع بی پولی خود و گرانی مملکت عزبز، کفش و کیف و لباسی فراهم شد و دقت لازم در "ست کردن" آن ها به عمل آمد و راهی مشهد شدیم تا در این مراسم یعنی روز مبعث (شنبه 19 تیر ماه)، در خدمت بستگان عزیز باشیم. حدود ۳۷ ساعت مانده به شروع مراسم، خود را به منزل عروس خانم رساندیم، مادر شوهر عزیز و پرستارش را نیز که همراه ما بودند، به صاحبخانه تحویل دادیم و ۳۰ ساعت مانده به مراسم، شاد و سبکبال (آخر مادر شوهر گرامی حسابی سنگین وزن هستند) محل را ترک کردیم به امید آن که مجددا با آغاز مراسم، خود را به آنجا برسانیم. اما رفتن همانا و بر نگشتن همانا! امان از دست بازی روزگار! به دنبال دردی که در ناحیه شکم خود احساس می کردم، پس از استعمال داروهای سنتی و گمانه زنی های مختلف، دقیقا ۲۴ ساعت مانده به مراسم، در بیمارستان بستری و در روز موعود، جراحی شدم. بله، آپاندیس از وجودم کنده شد و داخل شیشه ای قرار گرفت تا به عنوان شاهکار جراح در انظار عموم قرار گیرد. تقریبا این چهارمین باری بود که من طی ۴۵ سال عمر، به طور جدی به علت مشکوک بودن به آپاندیسیت به بیمارستان می رفتم! جراح که تا حدود ی هم آشنا بود، لطف کرده و از دروازه ای که برای راهیابی به آپاندیس گشوده بود، به قسمت های دیگر بدن هم سرک کشیده و تشخیص داده بود که بایستی حتما بخش دیگری از بدن، که چه بسا دردهای من بیشتر مربوط به آن جا می شود، نیز جدا شود ولی چون مجوز این کار را نداشته، دست نگه داشته است! خوب دیگه شاهکار خالق هستی در این است که تمامی اجزاء بدن را کنار هم، متحد و تحت نظام واحد می أفریند و شاهکار جراح در این است که آن ها را یک به یک و گاه بیشتر از بدن جدا می کند! به هر حال، خوشحالم و راضی از این که برای همیشه موضوع شک به آپاندیسیت بر طرف شد و در صورت دردهای مشابه، کار جراحان برای بر داشتن قسمت های دیگر، راحتتر است! راستی در همان حیث و بیث جراحی، خبر ۲ روز تعطیلی نا بهنگام به بهانه ی گرمای روزگار نیز واصل شد! و دیگر این که با وجود پرداخت حدود ۲۰- ۱۵ سال بیمه درمانی در این مملکت، به علت این که دفترجه بیمه ام همراه نبود، بیمارستان هم نامردی نکرد و هزینه ها را دو لا سه لا به صورت آزاد حساب کرد!
منبع :
http://shourezendegi.blogfa.com/post-251.aspx
|
توجه:
خواننده گرامی، اطلاعات این صفحه به صورت خودکار از وبلاگهای مالزی نویسان برداشته
شده است. ایران مالزی هیچ مسوولیتی در مورد صحت و صداقت این اطلاعات ندارد و کلیه مطالب
نظرات مستقل نویسندگان وبلاگها می باشد. اگر شما به مطلبی اعتراض جدی دارید یا آن را
در مغایرت با اصول اخلاقی و قوانین جمهوری اسلامی ایران می پندارید لطفاً از طریق
فرم مربوطه
به ما گزارش دهید تا مورد بررسی قرار گیرد و مطلب مورد اشکال در صورت لزوم حذف شود.
قابل توجه وبلاگ نویسان:
اگر مایل نیستید مطالبتان در این سایت منتشر شود لطفاً با ارسال ایمیل به news@iranmalaysia.com
خواستار حذف وبلاگ خود از فهرست خبرخوان شوید. لطفاً این ایمیل را از همان ایملی ارسال
کنید که در وبلاگ یا سایت خود برای تماس معرفی کرده اید تا مطمئن شویم فرستنده ایمیل
شخص نویسنده است.